برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
متاسفانه دنیا بیش از اینکه عادلانه باشد
ظالمانه است
و این را منی میفهمم که هر روز
از دور ترین فاصله ممکن به تو فکر میکنم
و برای عکسهایت شعر میبافم...

به یه جایی رسیدم
که حتی خدا هم نگاهم میکنه میگه:
چرا هرکاری میکنم تو حالت خوب نمیشه لعنتی....
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
نفسم بند به "چشمان سخن چین" تو بود
وای بر من که شدی غافل از اندیشهء من
من همه "مهر" شدم پای تو باقی ماندم
تو در این فکر که چون ترک کنی بیشهء من
کاش باور بکنی "عشق" چه ها با من کرد
تو زدی قید من ای "عشق ستم پیشهء" من
روز اول سخن از لطف و صفا میگفتی
"ناز شصتت" که زدی تیشه بر اندیشه من
"خوب" و "جنتلمن" و" آقا"... چه بگویم از تو
باز دلتنگ توام "یار هنرپیشه من"
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
اول هر صبح واسه اینکه خیالم راحت بشه اول یه نگاه به عکست میندازم ..خیالم که راحت شد چند بار میبوسمش ....
بعد روزمو شروع میکنم......
کار هرروزمه.....
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31
اینو که خوندم خیلی خندیدم .....البته بعدش گریم گرفت ....
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 20:31